آشنایی با علی درجزینی

 

علی درجزینی-آموزش فروش و بازاریابی

علی درجزینی-کارآفرین نمونه آموزشی از دانشگاه تهران

«آخرین نسخه از رزومه علی درجزینی را می‌توانید از لینک پایین صفحه دانلود کنید.»

آینده اقتصاد «ایران» در گروی موفقیت کسب‌وکارهای آن است. و موفقیت هر کسب‌وکار نیز جز با درآمد و فروش افزون‌تر حاصل نخواهد شد. بر این اساس، آموزش و یاوری کسب‌وکارها را با هدف افزایش فروش و برای «شکوفایی اقتصادی سرزمینمان ایران» مأموریت و مبنای فعالیت‌های خود قرار داده است. علی درجزینی مباحثی را آموزش می‌دهد که هم در دانشگاه خوانده و هم در صنعت تجربه کرده است؛ اما هنوز به صورت مستمر از محضر اساتید تأثیرگذار ایرانی و جهانی استفاده می‌کند و می‌گوید: «هرجا که چیزی مؤثر بر موفقیت کسب‌وکارم، برای آموختن وجود داشته باشد، اقدام فوری می‌کنم و آن‌را به دیگران نیز آموزش می‌دهم». حال داستان زندگی‌اش را از زبان خودش می‌خوانیم:

” از ده‌سالگی تعطیلات تابستانی‌ام به کارهای گوناگونی گذشت. از دست‌فروشی گرفته تا کارگری در مکانیکی و فروشندگی. بعد از کنکور هم معلم یک مدرسه راهنمایی شدم؛ با حقوقی یک‌پنجم یک کارگر ساده!

برای این‌که کار موردعلاقه‌ام را بیابم، کارهای بسیاری را تجربه کردم؛ از ویراستاری و تألیف تا راه‌اندازی شرکتی آموزشی که شکست خورد. بعد از منحل شدن شرکت، مدتی در یکی از دبیرستان‌های خوب تهران درس می‌دادم. لذت می‌بردم و این حس خوب را به بچه‌ها هم منتقل می‌کردم. این را از شادی‌شان در کلاس می‌فهمیدم. در اواخر دوره کارشناسی، در یک شرکت تحقیقاتی، پژوهشگری شدم با حداقل حقوقِ آنجا. و بعد از چند سال شدم عضو یک تیم مشاوره در دولت. اما کار دولتی ایده‌آل من نبود. دوست داشتم کار خودم را داشته باشم و اوضاع اقتصادی خودم، اطرافیانم و سرزمینم را سروسامان دهم. کارمندی را رها کردم و با رویاهایی طلائی دوره کارشناسی‌ارشد رشته کارآفرینی را آغاز کردم و هم‌زمان وارد بازار شدم.

مدیر مجموعه‌ای شدم که برای حدود ۱۰۰ نفر، اشتغال‌زایی کرده بود. اوضاع خوب پیش نمی‌رفت. بعد از یک‌سال‌ونیم سروسامان دادن به اوضاع داخلی کارخانه، فهمیدم کسب‌وکاری که مثل ساعت کار کند ولی فروش نداشته باشد، ارزشی ندارد. از طرفی هم‌زمان با شروع فعالیت من، بازار هم در رکودی بی‌سابقه فرورفته بود. کمی که تحقیق کردم، متوجه شدم اوضاع رقبا بدتر از ماست که بهتر نیست. درد را پیدا کرده بودم: «چگونه می‌توان فروش را بالا برد؟»

برای یافتن درمان این درد، شروع کردم به مطالعه و تحقیق در مورد روش‌های افزایش فروش. رفتم سراغ مطالعه و مشق مطالعاتم روی یکی از شعبمان که فروش چندان مطلوبی نداشت. توانسته بودم با کاربردی کردن پژوهش‌های صورت گرفته در حوزه بازاریابی و فروش برای فروشنده‌ای با تحصیلات متوسط، از یک کارمند بی‌انگیزه و قانع، یک انسان باانگیزه و عاشق پیشرفت بسازم. از راه تازه لذتی می‌بردم که آن را فقط در خواندن رمان‌های عاشقانه تجربه کرده بودم. فهمیدم فروشندگی هنر است. ذاتی نیست. هنری آموختنی است. تصمیم گرفتم همه توانم را در این هنر صرف کنم و به سهم خودم اقتصاد سرزمینم را شکوفا کنم.

راز بزرگی را کشف کرده بودم: «در هر کسب‌وکاری مهم‌ترین مسئله فروش است. مسئله‌ای که می‌تواند منظم‌ترین کسب‌وکارها را ورشکست کند، یا کوچک‌ترین کسب‌وکارها را ثروتمند». از زمان کشف این راز؛ هر روز یاد می‌گیرم، آن‌چه یاد گرفته‌ام را برای نیروهای فروش قابل‌فهم و کاربردی می‌کنم، و به آنان می‌آموزم… و هر روز باورم بر این شعار بیشتر می‌شود که: «هنر فروشندگی ذاتی نیست، آموختنی‌ست…». و امیدوارم به‌روزی که اقتصاد سرزمینم شکوفا شود و همگان طعم شیرین شادی و ثروت را بچشند.”

 شاد و تندرست باشید

علی درجزینی

دانلود رزومه علی درجزینی